برچسب:
نویسنده: لیلی
امشب....خسته تر از همیشه بودم کاش میشد گوشه ای مینوشتم خدایا خیلی خسته ام فردا بیدارم نکن
برچسب:
نویسنده: لیلی
خدایا عاصی وخسته به درگاه تورو کردم
نماز عشق را اخر به خون دل وضوع کردم
دلم دیگر به جان امد دراین شبهای تنهای
بیا بشنو تو فریادی که پنهان درگلو کردم
خدایاگرتو درد عاشقی را می کشیدی
توهم زجر جدای رابه تلخی می چشیدی
اگرچون من به مرگ ارزویت میرسیدی
پشیمان میشدی از اینکه عشق را افریدی
بگو هرگز سفر کردی سفر باخون جگر کردی
کسی رو بدرقه با چشم تر کردی
برای قرص نانی صد خطر کردی.نکردی
باراللها ...پس باکدامین تجربه برمانظر کردی
برچسب:
نویسنده: لیلی
شده دلت بگیره سرت را جای نباشه که بگزاری
شده کسی نباشه کنارت که باهاش درد دل کنی
خدایا همیشه یار دل های تنها باش وتنهاشون نزار
برچسب:
نویسنده: لیلی
برچسب:
نویسنده: لیلی
نه کسی منتظر است نه کسی چشم به راه. نه
خیال گزر ازکوچه ما دارد ماه.
بین عاشق شدن ومرگ مگر فرقی هست. وقتی
از عشق نصیبی نبری غیر از اه
برچسب: روزای تنهای,
نویسنده: لیلی
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم.......
می روم از رفتن من شاد باش
از عذاب دیدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی بر خوردهای سرد را
برچسب:
نویسنده: لیلی